اگر ها
03 آبان 1403
اول دلم لک زده بود كه بتوانم دبيرستان را تمام كنم و به دانشگاه بروم، بعد داشتم میمردم كه دانشگاه را تمام كنم و سركار بروم! بعد آرزویم این بود كه ازدواج كنم و بچهدار شوم، بعد هميشه منتظر بودم كه بچههايم بزرگ شوند و به مدرسه بروند و من بتوانم دوباره… بیشتر »
نظر دهید »